آغاز راه
حالا که گل بهار در هزار و سیصدونودمین سال، دوباره شکفته است راهمان را آغاز کردهایم. از خدا میخواهیم به بهترین اسباب که خود آفریده است یاریمان کند تا به خاطر شیعه بودن بنویسیم و بخوانیم و بدانیم. در این همنویسی، در ابتدای کار یکی دو نفر بیش نیستیم. اما میخواهیم در مسیر خود با دیگرانی از شیعیان امام امیرالمؤمنین علیه السلام هم راه شویم. میخواهیم بهار را با جنس نوشتن شروع کنیم. کالای کلام بماند برای خطیبان که فعلاً از آن محرومیم. میخواهیم با قلم از خود بگوئیم. از آنچه به آن معتقدیم و به آن میبالیم. میخواهیم راه حق بجوئیم و این راه به دیگران نیز بگوئیم. میخواهیم قصهٔ راهزنان باز گوئیم. کدام راه بوده است که بیراهزن باشد و کدام راهدان که کمینگاه راهزنان نشناسد؟ که اگر نشناخت خود به بیراه رفته است و جماعتی را نیز به بیراهی کشانده.
شاید از دین و دین داری گفتیم، شاید از خلق و اخلاق نوشتیم، شاید از سرشک اشک گفتیم، شاید از روضه حضرت عباس (علیه السلام) خواندیم، شاید واگویههای غدیر به رخ کشاندیم، شاید از کوچههای فاطمیه (سلام الله علیها) گذشتیم، شاید نقلی از انتظار کردیم. هزار شاید دیگر در هزارتوی قلم خوابیده است، باید ببینیم آنان که همقلم ما میشوند از کدام صفحه روایت میکنند.
میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد