مدل‌هاي جديد دين‌داري

مدل‌های دین‌داری این روزگار کاملاً نشان می‌دهد که ما در بحرانی‌ترین وضعیت آخرالزمان به سر می‌بریم. سوای مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، خارجی، داخلی که از در و دیوار بر سرمان می‌ریزند، دین‌داری از نوع ضد دینی خودش مقوله‌ای است قابل توجه.


در این مدل دین‌داری، خداوند حرف اول را نمی‌زند بلکه حرف آخر را می‌زند. یعنی هرچه خدا گفته برای قدیم‌ترها گفته و اصولاً خدا برای نسل‌های آینده زیاد حرفی نزده. این مدل می‌گوید خدای مهربان که خیلی عاشق ماست به ما گفته بروید هرکار دوست دارید انجام بدهید فقط حواستان باشد دل لاک‌پشت‌ها را نشکنید!

در این مدل، احکام و دستورات الهی صرفاً به درد قصه‌ها می‌خورد و بس. اما برای ارضای نیاز به معنویت، راه‌کارهای فراوانی وجود دارد از جمله: دست به دست کردن جملات الهام بخش، یوگا، شمع روشن کردن، انرژی مثبت فرستادن و احتمالاً در میان دراویش هوهو کردن و ...

نماز، روزه و مانند آن در این مدل دین‌داری صرفاً برای ارتقاء روحیه و بسط حال معنوی است و اطاعت دستور خداوند اصلاً موضوعیت که ندارد هیچ، کلاً زیر سؤال است.

این مدل دین‌داری مشکلی دارد به نام قیامت، بهشت و جهنم. برای حل این مشکل قانونی نوشته شده است که انسان‌ها بر اساس دل‌شان به بهشت و جهنم می‌روند و خلاصه منتهی شدن همه چیز به "دل" از بهترین راه حل‌های این ماجرای قیامت است. با این وصف همه بهشتی خواهند بود حتی بن لادن.

مواردی که ذکر شد مشتی نمونه‌ی خروار بود و زنهاری برای شیعیان که مواظب باشید در این ورطه نیفتید. خدایا تو شاهدی که ما گفتیم.

عزت زیاد

بازهم بدون شرح

حجت مسلمانی من

"حجت مسلمانی من" رحیم‌پورازغدی نیست!
"حجت مسلمانی من" الهی قمشه‌ای و ده‌نمکی و دكترسروش و پناهیان هم نیست.

"حجت مسلمانی" من اقبال لاهوری و جمال الدین اسد آبادی و شریعتی و مانند آن‌ها نیستند.

جنبش‌هاي آزادی‌خواهی محترم‌اند اما، هيچ‌كدام "حجت مسلماني من" نيستند.
در "حجت مسلمانی من" چاوز و مشائی و سیمون بولیوار و عمرمختار و خالد اسلامبولی هم هیچ جایگاهی ندارند.

"حجت مسلمانی من" ...
باقی در ادامه مطلب

ادامه نوشته

يكي از هزاران بدون شرح