"حجت مسلمانی من" رحیم‌پورازغدی نیست!
"حجت مسلمانی من" الهی قمشه‌ای و ده‌نمکی و دكترسروش و پناهیان هم نیست.

"حجت مسلمانی" من اقبال لاهوری و جمال الدین اسد آبادی و شریعتی و مانند آن‌ها نیستند.

جنبش‌هاي آزادی‌خواهی محترم‌اند اما، هيچ‌كدام "حجت مسلماني من" نيستند.
در "حجت مسلمانی من" چاوز و مشائی و سیمون بولیوار و عمرمختار و خالد اسلامبولی هم هیچ جایگاهی ندارند.

"حجت مسلمانی من" در حرارت محبت آل علی عليهم السلام است که در دلم فوران کرده است.

"حجت مسلمانی من" سلمان است، مقداد است و ابوذر. نه آن ابوذر که روشن‌فکران برای فروش کالایشان از خود ساخته اند، هرگز! ابوذری که در تاریخ به نام محب علی عليه السلام خودنمایی کرده، او "حجت مسلمانی" من است.

"حجت مسلمانی من" آن یاران تشنه لب دشت کربلا هستند که در آخرین لحظات عمرشان نگران بودند، نکند به عهدم وفا نکرده باشم.

"حجت مسلمانی من" قرآن است و حدیث است که به عمق جانم پذیرفته‌ام و به هیچ ژولیده‌ی تازه اتو کشیده‌ای! نمی‌فروشم‌اش.

"حجت مسلمانی من" حضور امام زمان علیه السلام است. گرچه ایشان را ندیده‌ام و قراری با حضرتشان نداشته‌ام و نامه‌ای و پیغامی نگرفته‌ام و در خواب و رویاء و مکاشفه‌ای هم صورتشان را ندیده‌ام اما با تمام وجود حضورشان را در دنیای خود یافته‌ام و یافته‌ام و یافته‌ام.

آري! این است "حجت مسلمانی من"