گزارش
از همین فردا شروع میشود. گزارشگر تلوزيون با يك فروند ميكروفون! يك گروه زرهي فيلمبردار و تهیه كننده راه ميافتد در سطح شهر و مصاحبه ميكند كه آقا، خانم! شما از "علي" چه میدانید؟ تازه اگر خيلي آدم درست و حسابی باشد نهايتاً يك كمي ادب از كوله بار تربيت گذشتگانش پيدا مي كند و يك حضرت و عليه السلام هم پس و پيشش مي گذارد تا اهل غيرت ناسازايي نثارش نكنند!
بعد هم مردمي كه جواب گزارشگر را مي دهند فقط بلدند بگويند" علي" مظهر شجاعت و حلم و سخاوت بود و "عدالت علي" و "حكومت عدل علي" و چهاراتا قلمبه سلمبهي ديگر!
اين وسط هم چند نفري كه خود را از خواص مولا اميرالمؤمنين عليه السلام جا ميزنند يك جوري حرف ميزنند كه انگار ...مثلاً مي گويند:
تويي كه از عشق به علي ميگويي از علي چه مي داني؟ آيا ميداني علي چه بود؟ علي چه كرد؟ آیا میدانی هدف علی چه بود؟ و از اينجا حس حماسی خود را افزايش میدهد و بیننده را تحت تاثیر قرار میدهد. آیا میدانی افق دوردست "علی" کجا را میدید؟ یعني كه من ميدانم و توي ذليل مرده نميداني! كم مانده بگويد خاك بر سرت!! و در ادامه تمام تلاش خود را میکند تا دیدگاههای جامعه شناختی خودش را منطبق بر دیدگاههای امیرالمؤمنین علیه السلام کند و مردم را شیفتهی خودش بکند. درد ما حرفهای او نیست بلکه غرور بیجهت اوست و اینکه میخواهد از مولای عالم تصویری شخصی بسازد تا اینکه به شهوت قدرت یا شهرت دست یابد! تا به اعتبار حرفهایی که با ع ل ی ساخته است برای خود اعتباری کسب کند و نهایت امر فکر خود را به نام زیبای علی [علیه السلام] مارک بزند و بفروش و از خود یک علی شناس تحویل مردم بدهد.وهرکه مخالف خود بود را علی نشناس و صفوی و مانند آن فرض کند. این شهوت ویرانگری است که قرن اخیر را اسیر خود کردهاست.
***
وقتي كه امير عالم براي ما ميشود يك نفر مثل گاندي! با اين تفاوت که از گاندی خیلی بزرگ تر است، وقتی که علی بن ابیطالب عليه السلام را منهای فاکتورهای آسمانی و الهی میبینیم، وقتی که شاخصهی حجةالله را کنار میگذاریم و صرفاً به مبانی حکومتی نگاه میکنیم به همان راحتی به خودمان اجازه خواهیم داد ایشان را با معيارهای خودساخته و مکتب های بشری مقایسه کنیم و با انتخاب گزارشهای تاریخی مطلوب خودمان حکم صادر کنیم. و مدام بگوئیم "علی" چنين بود و "علی چنان" بود! و در میان تمام این شعارهای سخیف بهدنبال آن هستیم که او به ما نزدک شود نه این که ما به ایشان! چنین سخنانی به دنبال طرح فضایل امام نیست که اگر چنين بود سخنشان روی چشم ما جا داشت. بلکه آن سخنان به دنبال سوء استفاده برای اهداف شخصی است که متاسفانه ادبیات چنین انسانهایی عادت مردم کوچه و بازار هم شده است.
این قیاسها و این نتیجهگیریها مبتنی بر ارادهی حق متعال نيست. ارادهای که مردمان را به کرنش در برابر حجةالله فرا میخواند. چه امر او ما را خوش بیاید چه نیاید. چه حکومتی تشکیل داده باشد چه نداده باشد. چه جنگی میان او و کفار رخ داده باشد چه نداده باشد.
اگر ما مبتنی بر ارادهی خداوند عمل کنيم
اولاً: دیگر اینقدر بی ادابانه از حجت خداوند متعال بر روی زمین یاد نخواهیم کرد.
ثانیاً: مقام حجة الله را با هیچ بنی بشری مقایسه نخواهیم نمود.
ثالثاً: حجةالله را به اعتبار حجةالله بودن وصف خواهیم نمود نه فقط چند موضوع اجتماعی و سیاسی و حکومتی و بعد هم خداحافظ!
فقط همین.

میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد