برخی نشانه های امامت در قرآن
نکته: این نوشتار به دنبال اثبات نیست. یا بهتر گفته شود این نوشتار صلاحیت بحث اثباتی را ندارد. تنها به دنبال نشانههایی است که خداوند در قرآن کریم قرار داده است و به این ترتیب بندگانش را آزموده است.
بسم الله الرحمن الحیم
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ
روزی که هر گروهی از مردم را با امامشان میخوانيم
سخن کوتاه:
اول: بنا به تعريف سنيان از امامت، هیچ تطبيقی در قرآن از امام اهل سنت وجود ندارد. که بررسی این موضوع محمل دیگری را میطلبد.
اما بنا به تعريف شيعه از امامت، در قرآن نشانه ها و آیاتی که این موضوع را تائید میکنند کاملاً واضح است.
دوم: جزئيات امور در قرآن نيامده است مثلاً چگونه نمازخواندن. اين ماهيت قرآن است که به تنهايي کافی نيست.
تفصيل کلام
نکته: سیر این مقال بر خلاف مقاله های بلند، به دنبال طرح موضوع به صورت بی پرده و البته با رویکرد مختصر نویسی است.
پیش فرض ها:
اول اين که در قرآن همه ی امور با ذکر جزئيات نيامده است. به طور مثال نمی توان چگونه نماز خواندن را از قرآن استخراج کرد. قرآن نياز به يک روشن گر الهی دارد.
دوم: بسیاری از امور به طور پراکنده در قرآن واگوئی شده است. به این معنا که برای جمع بندی هر یک از آموزه ها باید به مجموع آیات -که الزاماً پشت سرهم نیستند- مراجعه و سپس جمع بندی نمود. لذا انتظار اینکه برای هر مطلبی -مخصوصاً که مفصل هم باشد- یک یا چند آیهی پشت سر هم و کلاسیک و کاملاً واضح بیابیم، انتظار غیر معقول و روشی غیر علمی است. چرا که در تحقیق در قرآن باید به لوازم و مشخصه های قرآن تن داد. و از جملهی مشخصه ها یکنواخت نبودن آیات است.
تعاریف از امامت:
الف تعريف شيعه:
شيعه می گويد امام به طور عام آن جانشين پيامبر صلی الله عليه وآله است که بايد امور مسلمين را با شرایط زير به عهده بگيرد. چرا که پيامبر صلی الله عليه وآله خود واجد آن شرايط بودند و فقدان ايشان بهدون جانشيني که مقامات ايشان را داشته باشد اسلام را به مقصد نخواهد رساند.(جانشين نيازی به مقام وحی تشريعي ندارد و اين مقام برايش الزام آور نيست چراکه آيات قرآن و احکام برای پیامبر صلی الله عليه وآله قبلاً وحی شده است و فقط ممکن است ایشان همهی امور را به همهی مردم ابلاغ نکرده باشند که پس از ايشان این امر با امام است)
1. زعامت مسلمين به نحوی که اطاعت از او واجب شرعی است 2. مرجعيت علمی و روشنگر قرآن 3. دارای علم غيب الهی 4.يک مقام معصوم عاری از اشتباه به اذن خداوند 7.محل نزول علوم الهی 8.از جانب خدا تعيين شده باشد نه خلق خدا(چرا که در غير اين صورت مواردقبل محقق نخواهد شد و احتمال خطا و لغزش و هرگونه فساد ناشی از قدرت قطعی خواهد بود)
ب. تعريف اهل سنت از امامت
1. زعامت مسلمين به نحوی که اطاعت از او واجب است 2.مهم نيست امام عادل باشد يا فاسق باشد 3. اگر فردی -حتی به زور-حکومت را در دست بگيرد و اولين نماز جمعه را بخواند امام است.(تفصیل این موضوع را به فرصت دیگری میسپاریم)
سخن فعلی ما تطبیق نظر شیعه از امامت با آیات قرآن است و این که آیا قرآن کسی را به عنوان چنین پیشوایی تائید میکند یا خیر. البته تائید و توصیه کافی نیست بلکه امر به قبول چنین امامی لازم است تا اعتقاد به امامت مورد تاکید قرار بگیرد.
بررسی برخی آيات قرآن
قرآن در مورد انسانهایی خاص با محوریت پیشوایی صحبت کرده است. این انسانها دارای مشخصه های کلی امامتی شیعه هستند.(از جملهی مشخصه ها عصمت، ولایت، عالم بودن و ... میباشد) مشخصه های ذکر شده نشان میدهد امام مورد نظر شیعه دقیقاً همان افرادی هستند که در قرآن در مورد آنها سخن به میان آمده است.
در ادامه به بررسی آیاتی میپردازیم که در موردش سخن گفتیم.
فرمانروای الهی
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (النساء : 59)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به خدا و رسول عرضه بداريد، اين بهتر و نيكفرجامتر است
اين آيه ی شريفه اولين بند از امام شيعه و البته امام سنی را پوشش می دهد با اين تفاوت که از خداوند بعيد است ولی امری را برای مسلمين در نظر بگيرد که فاسق و فاجر باشد. از خدا بعيد است اطاعت خود را قرين اطاعت کسی کند که عاری از اشتباه نباشد. از خدا بعيد است در گزاره ای، ولی امری را برگزيند و ولايت او را کنار ولايت خودش قرار دهد، در حالی که آن فرد از تاثير مادی و معنوی و یا غیبی فرامین خودش آگاه نباشد. کسی که فرمانروای الهی میشود باید حداقلهای مذکور را دارا باشد.
اهل الذکر
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون( النحل 43:)
پس، از اهل ذکر بپرسید اگر نمیدانيد
اهل الذکر چه کسانی هستند؟ دقت در اين آيه مهم است. اهل ذکر بايد افرادی باشند بی اشتباه، عالم و آگاه به امور و آيات. يعنی انتخابی نمی توانند باشند. دارای مدارک علمی بشری هم نمی توانند باشند چرا که علم بشر تدريجي و خطا پذير است و نمی تواند قطعاً مورد اطمینان باشد.همچنین نمی توان گفت هرکس آمد و رئیس جامعهی اسلامی شد همو اهل الذکر است. اهل ذکر بايد منصوب و مشخص شده از طرف خداوند باشد. و لازم است تعلیم یافته از جانب خداوند متعال باشدو بر هر علمی چه آشکار و چه نهان آگاه باشد. و از همه مهمتر خداوند او يا آنانی که اهل الذکر هستند را برای تمام اعصار قرار دهد. اگر غير از اين باشد آدرسی که قرآن می دهد آدرس نادرستی خواهد بود و چنين چيزی از قرآن بعيد است. امام شيعه چنين است. او همان اهل ذکر است که بايد به او رجوع کرد.
مقايسه ای ميان دو آيه
يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاتَّقُونِ (سوره النحل آيه 2)
فرشتگان را با روح بفرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل مىكند که انذار كنيد (و بگوييد:) معبودى جز من نيست پس تقوی پیشه کنید!
محل نزول فرشتگان، حجتی است الهی.
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (سوره قدر آيه 4)
فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى هر كارى نازل مىشوند.
ملائکه و "الروح" در هر شب قدر و در هر سال نازل می شوند. اگر پيامبر صلی الله عليه وآله زنده باشند محل نزول قطعاً خود ايشانند واگر نه، بايد جانشينانی الهی باشند تا اين امر در هرسال دوباره صورت پذيرد. اين جانشينان محل و موضع نزول ملائکه هستند لذا باید از هرگونه آلودگی مبرا باشند. جانشينانی زنده که امور خلق را آگاهند. آنان همان امامان شيعه هستند.و حجتهایی که محل نزول ملائکه هستند جهت ارجاع امور.
راسخون در علم
راستی اگر قرار باشد فقط خداوند تاويل و علم قرآن را بداند و به ديگران نگفته باشد چه سودی از هدايت قرآن به ما خواهد رسيد؟ راسخون در علم چه کسی است؟ هر کس که مفسر شد؟ هر کسی که حاکم شد؟ خير! هرگز! تنها کسی راسخ در علم است که از جانب خداوند باشد چرا که از نامش پيداست و ثانياً قرار است آشنا به تاويل کتاب باشد. آن هم با علمی که خدا به او داده است.
هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ (آلعمران : 7 )
او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن] است كه اين ام الكتاب مىباشد و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه احتمالات مختلفى در آن مىرود] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تاويل(به رای خود) براى آن مىطلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمىدانند. مىگويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمىشوند (و اين حقيقت را درك نمىكنند).
شاهد بر خلق
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَة فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(التوبة : 105 )
و بگو: عمل کنید که خداوند و رسولش و مؤمنان عمل شما را خواهند دید و سپس شمارا به عالم غیب و شهادت باز خواهد گرداند تا به آنچه انجام دادید آگاه شوید.
خداوند و رسولش و مومنین شاهد بر اعمال هستند. آنچه مسلم است مومنین مورد اشاره در این آیه عمومیت برای همهی مومنین ندارد. یعنی میبایست گروه خاصی از مومنین واجد این شرایط باشند که به اذن خداوند دارای علم غیب و شاهد بر اعمال مردم باشند. همچنین گزارهی مورد اشاره همیشگی است یعنی این شاهد بر اعمال بودن مختص به زمان خاصی نمیباشد. این تعریف دقیقاً بر گروه خاصی از مؤمنین انطباق دارد که با تعریف شیعی امامتی همخوانی دقیق دارد.
عصمت
إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا
این است و جز این نیست که خداوند اراده کرده است که هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت دور کند
سخن از اینکه اهل بیت دقیقاً چه کسانی هستند موضوع این مقال نیست. فقط اشاره به این نکته کافی است که اهل بیت نمی توانند زنان پیامبر صلی الله علیه و آله باشند چرا که خطا کار بودن برخی از آنان در سورهی تحریم مورد اشاره قرار گرفته است. و برای رعایت اختصار از بحث در این مورد پرهیز میکنیم.
هرچه هست اهل بیت با توجه به این آیهی شریفه دارای مقام عصمت - از جانب خداوند – هستند. عصمتی که هرگونه پلیدی به طور عام را از آنان دور میسازد. امامان شیعه قطعاً از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله هستند و با توجه به لزوم معصومیت این آیه مؤید نظر شیعه در مورد امام معصوم خواهد بود. البته در مورد آیه ولایت نیز لوزم معصومیت مشخص است. که در این باره سخن به میان آمد.
نتیجه:
آیات پراکنده ای در قرآن وجود دارد که مؤید نظر شیعه در مورد امامت است. در این آیات موضوعاتی از قبیل عصمت، ولایت، علم غیب و مرجعیت علمی نشان داده شده اند.
میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد