ضریح، جامعه، نماد

پرداختن به موضوع نمادها در هر کشور و قوم و مذهبی امری مرسوم است. نمادهای ملی، نمادهای مذهبی و احترام و عرقی که مردمان برای آن‌ها قائل‌اند سبب شده است که هزینه کردن برای آن‌ها رایج و جاری باشد.

هر نمادی که در راستای "شعائر الهی" باشد مورد احترام و اعتبار است.

موضوع امام و امامت در تشیع به عنوان یک اصل لاینفک از دین محسوب می‌شود. هر نماد -شرعی - که منجر به توجه به موضوعیت امام و توجه و یادآوری امام و امامت گردد به عنوان شعائر الهی محسوب خواهد شد. از این رو شیعیان در پرداختن به این مهم از هیچ هزینه و حتی جان دادند فروگذار نمی‌کنند.

ساختن بارگاه و مسجد بر سر قبور ائمه و انبیاء علیهم السلام از جمله‌ی این شعائر است و تلاش برای هرچه باشکوه‌تر کردن آنان، تلاش برای این مهم تلقی خواهد شد.

و خداوند فرمود:

آیا شیعیان ضریح را می‌پرستند؟

پرستش و پرستيدن و عبادت هر فرد یا چيزي، يعني آن‌كه معتقدي آن فرد يا چيز تو را خلق كرده، و يا اين‌كه به موازات خداوند و يا مستقل از خداوند داراي قدرت و توان است.

خداوكيلي كدام‌يك از آنان كه دور ضريح مي‌چرخند و ابراز احساسات مي‌كنند و تبرك مي‌جويند، ضريح را مي‌پرستند؟ كدام‌يك از اين همه زائر معتقدند كه امام رضا عليه السلامخالق و خداي اوست؟

اگر كسي سخني در باب خدا بودن امام حسين عليه السلام نمود و مانند آن حرفي زد قطعاً از دايره‌ي تشيع خارج شده است. حرف او را پاي شيعيان نگذاريد. اما زيارت و تبرك به ضريح به‌معناي پرستيدن و عبادت سنگ و آهن و يا پرستيدن امام يا امام‌زاده نيست.

تبرک جستن از اجسام شرک نیست و جای‌گاه خودش را دارد. همان‌گونه چشمان حضرت یعقوب علیه السلام به پیراهن حضرت یوسف علیه السلام شفا یافت.

بهتر است با نگاه منطقي و وجداني به موضوع نگاه كنيم و زود دهان مبارك را باز نكنيم و هرچه از دهانمان درآمد را نثار اين و آن نكنيم. اين زبان سرخ تهمت‌هايي مي‌زند كه از آنان بايد به‌خدا پناه برد.

شرط نگریستن

کاروان برای ضریح؟!  

کاروان یا چیزی شبیه کاروان از شهرهای مختلف گذر کرد تا ضریح تازه ساخته شده‌ی حرم امام حسین علیه السلام را به کشور عراق تحویل بدهد و تا امروز طبق اخبار قرار است در عراق نیز چنین شود و البته خدا کند آن‌جا (انفجاری) اتفاقی نیافتد.

البته موضوع سخن کوتاه ما در چرایی چنین حرکتی است. چه لزومی دارد شهر به شهر این ضریح را بچرخانیم و مردم را دور آن جمع کنیم و مراسم بگیریم؟

سؤال را با سؤال جواب می‌دهیم:

مگر چه اشکالی دارد؟
مگر این‌همه مردمی که پای این ضریح یاد امام حسین علیه السلام را زنده کردند خطایی مرتکب شدند؟
اگر قرار بود 

استوانه کوروش

 را هم با همین عزت و احترام در شهرهای ایران بچرخانند و اتفاقاً مردم هم استقبال می‌کردند بازهم این همه اعتراض انجام می‌شد؟ آیا این‌کار به عنوان یک احیاگری ملی مورد تحسین قرار نمی‌گرفت؟ لطفاً در پاسخ به این سؤال تعصب قبیله‌ای فارس و عرب را کنار بگذارید.
اگر شما چنین کاری را کلاه‌برداری تلقی می‌کنید، یعنی این‌همه مردمی که پای این ضریح عزاداری کردند هم کلاه‌بردار خواهند بود؟
دامنه‌ی سؤالاتی که در پاسخ به آن سؤال اول بیان شد، بیش از این است اما ذهن نویسنده بی‌مقدارتر از همه‌ی آنان است.

گفتگوهایی در مورد یک ضریح

یک ضریح و این‌همه حرف و حدیث
بهتر نبود به‌جاي اين ضريح يك مدرسه مي‌ساختيم، بعد براي بچه‌هاي فلان مدرسه بخاري مي‌خريديم، سپس مي‌رفتيم سراغ بيماران سرطاني و بعد هم سري به شيرخوارگاه‌ها مي‌زديم و خلاصه بااین پول بخش زیادی از مشکلات جامعه را حل می‌کردیم؟

اين‌ها حرف‌هايي است كه اين روز‌ها زياد مي‌شنويم. در خلال انتقال ضريح جديد حضرت سيدالشهدا عليه السلام بحث‌هايي از اين قبيل به‌وجود آمده است كه مي‌طلبد پيرامون آن چند نكته‌اي بيان شود.

در ابتدا فرض ما این است که همه‌ی کسانی که سخنان بالا را می‌گویند، نه عنادی با امام حسین علیه السلام دارند و نه مشکلی با اصل زیارت کردن. ضمن این‌که این موضوع از ابعاد مختلف قابل بررسی است که ما تنها به یکی بسنده می‌کنیم.

بيائيد يك‌بار سري به پاساژ علاءالدين، تقاطع حافظ و جمهوري در همين تهران خودمان بزنيم. لازم نيست شم اقتصادي داشته باشيد، همين كه كمي اهل حساب و كتاب باشيد كفايت مي‌كند. حجم پولي كه بابت موبايل‌هاي لوكس- و نه ضروري- جابه‌جا مي‌شود سرسام آور است. اين نشان مي‌دهد بخشي زيادي از مردم ما دغدغه‌اي دارند به‌نام موبايل لوكس. موبايل لوکس همیشه و هر روز تکرار می‌شود اما ماجرای ضریح پرهزینه این‌طور نیست. برای سازه‌ی ضریح جدید حرم امام حسین علیه السلام عمری چندین و چند ساله(شاید یک قرن) پیش‌بینی شده‌است.

اگر دوروبرتان را بگرديد حتما در ميان دوستانتان كساني هستند كه در كار لوازم آرايش مشغول تجارت هستند (توجه داشته باشيد كه نمي‌خواهيم به سبك صداوسيما از آب گل‌آلود ماهي بگيريم) از آن‌ها در مورد حجم خريد لوازم آرايش سؤالاتی بپرسيد. و بعد با کمک یک ماشین حساب ساده ببینید فقط با 10 درصد از این ارقام چقدر آدم فقیر را می‌توان سامان داد.

يك روز برويد سراغ باغ‌هاي اطراف تهران. از لواسان گرفته تا اطراف پارک چيتگر. بپرسيد هزينه يك شب عروسي آن‌چناني چقدر است؟ راستي حتماً بپرسيد كه مشتري زياد است يا كم؟ و با یک حساب سرانگشتی ببینید اگر قرار باشد آن‌ افراد عروسی ساده‌تری بگیرند و مابقی چندین برابری آن بریز و بپاش را صرف ازدواج فقرا کنند پقدر آمار ازدواج در همین تهران بالا خواهد رفت.

اگر نتوانستيد بنك‌داران طلا را كه پيدا كنيد، برويد در بازار بزرگ و ببينيد كه مردم چه عطش سيري ناپذيري براي تغيير و تعويض طلا و جواهر دارند. دریافتن اطلاعات حجم مبادلات کمی سخت است اما آن‌ها که از دور -حتی - دستی بر آتش دارند خواهند دانست که این عطش چه طوفانی به‌پا کرده است. و بخشی از این طوفان می‌تواند مشکل بیماران فقیر را برای همیشه حل کند.

خلاصه‌ی کلام: نه برادر من! مشكل ما يك ضريح نيست. و فقر ما دراثر ساختن بارگاه به‌وجو نيامده است. وگرنه نه‌تنها ساختن و پرداختن به نماها و نمادها در تمام دنيا امري مرسوم و جاري است، بلکه مردمان اقوام به این امور احترام می‌گذارند.

گاهی و خیالی

گاهی می‌شود که آدم دوست دارد سوار ماشین خیال‌بافی بشود و تا آخرین خط تخیل تخته‌گاز برود تا بلکه کمی از زمان را دور از این دود روزگار و فغان مشکلات و اضطراب لحظه‌ها، برای خودش باشد.

حالا من رسیده‌ام این‌جا که خیابان‌هایش چراغانی است و دیوارهایش پر از تابلو و آدم‌هایش که انگار یک‌جوری شده‌اند.

برخی دل‌شان شور می‌زند و عده‌ای در چشم‌شان کارخانه‌ی برق شوق افتتاح کرده‌اند.

خلاصه غوغایی است. همه منتظراند ببینند چه می‌شود. و من هم در خیال‌ام نتوانستم بفهمم راستی حالا چه می‌شود؟!

زود از خیال‌ام برگشتم پشت میزم و دوباره گرفتاری‌ها و تشویش‌ها. حالا دارم فکر می‌کنم ای‌کاش در همان خیال‌ام خانه‌ای کرایه می‌کردم و می‌ماندم و یا ای‌کاش خیال‌ام به نزد من می‌آمد و می‌گفت: خیال نیست پسر جان! مولای تو ظهور کرده‌است...

افسوس که ...

بررسی یک شعار: زخم‌های حسین-ع- و افکار حسین-ع-


از سلسله اس ام اس های حکیمانه‌ی ماه محرم  این است که:
امام حسین(ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود، افسوس به جای افکارش زخم‌هایش را نشان‌مان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.بدون بررسی این‌که این جملات منتسب کیست، در طی طریق اختصار به بررسی این موضوع می‌پردازیم.
 
 
 
 
 
 
 
 
افکار  [امام] حسین [علیه السلام] چه بود؟  اگر منظور از "افکار" همان نظریه پردازی‌های مرسوم بشری است که در آن‌ها خطا و اشتباه هم راه دارد، باید بگوئیم چنین تفسیری نادرست است. 

وانگهی! متاسفانه در قرن اخیر یعنی از زمانی که موضوعیت "روشن‌فکری دینی" و یا به عبارتی " دگراندیشی" در میان جوامع شیعی رونق پیدا کرد، خیلی‌ها تلاش کردند افکارشان را حسینی و علوی نشان دهند. از این رو به محض این‌که سخن از "افکار حسینی" به میان می‌آید رقابتی شکل می‌گیرد مبنی بر این‌که متصدی این افکار "من" و نقشه‌ی راهنمای آن افکار "کتاب‌های من" است. 

بنابراین قرار دادن موضوع "روضه" و "افکار حسینی" در برابر هم، بیشتر با هدف گسترش بازار نشر صورت می‌پذیرد. که البته این بازار الزاماً هدف اقتصادی ندارد چون انسا‌ن‌ها علاوه بر مال دوستی، شهرت و شهوت را نیز همیشه یدک می‌کشیده‌اند. وگرنه نشان دادن زخم‌های امام حسین علیه السلام و اقامه‌ی عزا، علاوه بر این‌که جنبه‌های محبتی شیعیان نسبت به خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله را هویدا می‌کند، مرز اسلام حقیقی و یزیدی را به نسل‌های بعد نشان خواهد داد.

خلاصه‌ی کلام این‌که: اس ام اس های پرطمطراق این روزهای محرم، که با رویکردهای ظاهراً مسئولانه ارسال می‌شوند و دیگران را دعوت به تفکر می‌کنند، شیوه‌ای است برای برنده شدن در بازار رقابتی «نشر افکار من»

شاگردان مكتب روضه‌ها

در ماه محرم زنجير مي‌زنند و زنجيرها از پاي گرفتاران باز مي‌كنند.

سينه مي‌زنند و سينه‌ي دردمندان، از غم و آه پاك مي‌كنند.

اشكشان براي كربلا جاري است و اشك از رخ يتيمان پاك مي‌كنند.

آري، آن‌ها قرن‌هاست كه شاگردان مكتب روضه‌ها هستند.

اندر مرام خلیفه

گفته بودند خیر! نمی‌شود!
مرد جواب داده بود: ولی آن‌ها خواهند مرد. هوا داغ است.
آن‌ها دوباره گفتند: حرف همان است که خلیفه فرموده.

خلیفه قرار بود که خلیفه‌ی پیامبر باشد، نه خلیفه‌ی شیطان. اما از آن روزی که کودتا شد و حرف شیطان بر منبر رسول خدا(ص) نشست و قرار شد ... کار به این‌جا رسید که آب را بستند. یعنی همان شیطانی که در ظاهر می‌گفت من خلیفه‌ی رسول هستم، آب را بر خاندان رسول بست تا همه بدانند مرام خلیفه بودن از نوع شیطانی چیست.

آب به کودکان نرسید، مردان را تشنه کشتند و زنان را به اسیری بردند!

یاوران امروز خلیفه می‌گویند این‌قدر ماجرای آب را بازگو نکنید. این‌ کارها بی‌کلاسی است. می‌گویند: بیائید اندیشه کنیم! 
اما هدفشان اندیشه نیست! می‌خواهند در این روزگار کسی سر از مرام خلیفه در نیاورد!!