نگو نمی‌شود، می‌شود خوب هم می‌شود... می‌شود نگاه نکرد. می شود به زمين چشم دوخت. می‌توان نگاه را به آسمان پرواز داد. می توان يادآوری کرد که من خالق من نيستم. من مالک حقيقی اين جسم و اين چشمان نيستم. اين جسم را خداوند به من به امانت داده است، آخرش پس خواهد گرفت. من می‌مانم و من، که جسمش را از او گرفته‌اند. 

اين را بدان که خداوند هيچ خلوتی برای چشمان تو قرار نداده است. شاهدان تو بسيارند و گواهی دهندگانت بی شمار. چه بسیار از خلايق و زمين و آسمان می بينند که داری می‌بینی.وقتی تو نگاهت آويخته‌ی جايي است که آن‌جا  سهم چشمانت نبوده است، در اين حال نگاه هایي نگران، تو را رصد می کنند. ملائکه‌ای که شاهد تو هستند و حجت‌هایی که شاهدند بر تمام خلق.

چشمانت را فرو بند. از خدا به خدائي‌اش کمک بخواه و از مخلوقات پاک او شرم کن. از همين امروز شروع کن. از خيابان، محل کار، تلوزيون ...

از حالا عمری را با نديدن برای خدا تجربه کن. بدان که تو را به تمسخر خواهند گرفت. بدان که سهم ديدن را به زور از تو مطالبه خواهند کرد. بدان که عليه تو بيانيه‌ها خواهند نوشت و اشعار خواهند سرود. اما بدان که خداوند به‌وسيله‌ی به‌ترين مخلوقات‌اش تو را ياری خواهد نمود.

فرصت این دنیا کوتاه تر از چشم به هم زدن است. کم‌تر ار زمانی برای چشم بستن. کوتاه‌تر از نگاهی عمیق که تو را به عمق آتش خواهد فرستاد. فرصت این دنیا کوتاه است. کوتاه‌تر از زمانی برای یک تصمیم. تصمیمی که خدایی بودن را به تو هدیه بدهد.

در این خدائی بودنت هم‌راهانی هستند. یاورانی خواهند بود. کسانی که دست تو را بگيرند. مطمئن باش "خدا تو را تنها نگذاشته است" پس از آنان مدد بخواه که خداوند مدد تو را در وجود آنان قرار داده.

نصر خداوند در جود اوست، او والاترين مؤمنان است، او ... امام مهدی عليه السلام است. با او خدايي خواهی شد و تنها نخواهی ماند. چشمانت را به او بسپار ... مثل چشمانش مراقب تو خواهد بود.
با همراهی اوست که می شود چشمان پاکی داشت...