نمک خوری و نمکدان شکنی؟!!....
بسم الله الرحمان الرحیم
او را خدا برای خودش آفریده است تا این که هر سحر بنشیند برابرش
اگر در این روزگار کسی به سلامتی از تاریکی خارج می شود و نورانی می گردد و به آن نور حرکت می کند؛آیا قدر این نورانیت را می داند و ارزشش را درک می کند ؟!!
خداوند ، نور آسمانها و زمین است[1]و بندگان مؤمنش را از ظلمت به نور خارج می کند واین نورانی کردن آن مقدار اهمیت دارد که خداوند این مهم را به صیغه مضارع - که دلالت بر استمرار دارد - به خودش نسبت می دهد[2] .
اگر کلام الله (قرآن ) را به دلالت ولی الله (امام معصوم)تلاوت کنیم روشنگریش را می یابیم ؛ وجود نازنین امام صادق سلام الله علیه در این إخراج خداوند مؤمنین را از طلمت بسوی نور می فرمایند :خداوند به سبب ولایت امام عادل که از جانب خودش انتخاب می شود مؤمنین را از ظلمت گناه به نور توبه خارج می کند.[3]
به این آیه قرآن و دلالت صاحب آن ، قدری از اهمیت امامت الهیه -که در این نظام آفرینش تنها کانال نورافشانی خداوند در این ظلمتکده معرفی شده است - هویدا میگردد و دلیل زنده بودن اعتقاد شیعه امامیه در میان تمامی نحله های مرده بشری مشخص می شود .
امامتی که شیعه امامیه به آن معتقد است نور افشانی خداوند را همیشگی و مستدام می کند و همین است که این اعتقاد را مصون از خطا و اشتباه می کند زیرا تا زمانی که نور ، راه را از بی راه جدا می کند و تاریکی را از عالم می گیرد جایی برای لغزیدن باقی نمی ماند تا کسی به خطا رود واشتباه کند و آن که بخواهد در روشنایی روز چشم بسته حرکت کند و به امامِ از جانب خدا پشت کند خودش خودش را به تاریکی و بی راهه انداخته است .
این مقدمه ایست که ما را در فهم یکی از مهمترین مباحث اعتقادی کمک می کند و آن این که اگر ما امروز به هدایت ولی الله سلام الله علیه هدایت یافته ایم و به نور خداوند زندگی می کنیم به یمن وجود آن حقیقتی است که ولی الله به آن حقیقت باقی مانده و به سبب آن از هجمه تمام طاغوت – که تمام همشان خاموش کردن نور خداوند بود - حفظ و حراست شده است ؛ بله حقیقتی که کسی او را نمی شناسد و اصلا خداوند او را پوشیده آفریده است و نامش را « پوشیده شده»[4] قرار داده است که فقط به آن نام به حقیقت پنهانش اشاره شود .
آن زمانی که در صدر خلقت در قرون اولی یعنی عالم ملکوت تمامی ملائکه در تاریکی ملکوتی حیران و سرگردان بودند و ناگهان به نورانیّت نوری ملکوتی از ظلمت و تاریکی رهایی یافتندآنقدر در عظمت آن نور متحیر و خیره شدند که به سجده افتادند و آن را تحمید و تقدیس کردند و خداوند فرمودند : ای ملائکه این نور کنیز من فاطمه است ... [5]
حضرت صدیقه کبرا سلام الله علیها کنیز خود خداوند اند و زمانی که قرار شد نور خداوند در عالم منتشر گردد خداوند مشکات این نور را کنیز خود قرار دادند .
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ .... [6]
خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان....
ظرف نور خداوند حضرت صدیقه سلام الله علیها هستند[7] ؛ نور خداوند که ولیّ خدایند از حضرتشان منتشر می شود و در دامن آن بانوی دوسرا حفظ و حراست می گردد .
به همین خاطر هم خانه آن بانو مورد هجمه واقع شد و به آتش کشیده شد چرا که اگر بستر و چراغدان چراغ خدا ویران گردد و خراب شود نور خدا خاموش می گردد و تاریکی بر همه جا حاکم می شود .
آن قدر آیات قرآن و دلالات صاحبانش در بیان عظمت پنهان آن بانو سخن فرموده اند که در این مختصر مجال نقلش نیست ما ذره فضیلتی از قطره ای از اقیانوس بی انتهای فضائل آن سرّعظیم خداوند اشاره کردیم تا بفهمیم که اگر حفظ و نگهداری آن بانو از نور خداوند نبود تمامی خلائق در تاریکی و ظلمت غوطه ور بودند و این که اگر امروز امام زمان - که سلام خداوند برایشان و پدران بزرگوارشان باد- بر ما امامت و سروری می کنند و ما توفیق تشرف به ولایتشان را داریم همه مرهون و مدیون آن زجاجه ای[8] هستیم که از این وجود نازنین نگهداری فرموده اند .
بیاییم که در تبری از دشمنانشان و اعتلای ولایتشان به قدری بکوشیم که به کوچکی توانمان ذره ای از بزرگی دِینمان را ادا کرده باشیم.
-------------------------------------------------------------------------------
[1] - سوره نور :35
[2] - سوره بقره :257
[3] - الكافي 1: 375 باب فيمن دان الله عز و جل بغير إمام.
... اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ يَعْنِي مِنْ ظُلُمَاتِ الذُّنُوبِ إِلَى نُورِ التَّوْبَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ لِوَلَايَتِهِمْ كُلَّ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ .....
[4] - بحارالأنوار 43 : 65 باب 3- مناقبها و فضائلها و بعض أحوا
ِ... وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا
[5] -بحارالأنوار 25: 16 باب 1- بدو أرواحهم و أنوارهم و طينتهم
..... فَقَالَ هَذَا نُورُ أَمَتِي فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ فَلِذَلِكَ سُمِّيَتْ أَمَتِيَ الزَّهْرَاءَ لِأَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِنُورِهَا ظَهَرَتْ وَ هِيَ ابْنَةُ نَبِيِّي وَ زَوْجَةُ وَصِيِّي وَ حُجَّتِي عَلَى خَلْقِي أُشْهِدُكُمْ يَا مَلَائِكَتِي أَنِّي قَدْ جَعَلْتُ ثَوَابَ تَسْبِيحِكُمْ وَ تَقْدِيسِكُمْ لِهَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ شِيعَتِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة....
[6] - النور : 35
[7] - تفسير القمي، ج2، ص: 103
[8] - همان ( زجاجه :حفاظ شیشه ای یا حبابی که بر روی چراغدان قرار می گیرد و آن را از خطر خاموشی حفاظت می کند)
میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد