بهمناسبت سالمرگ ابوبکر
بیتفاوت:
آدمهای زیادی میآیند و میروند و مرگ آنها الزاماً ما را ناراحت نمیکند. ما هم واکنشی نشان نمیدهیم. این امر نه غیر عاقلانه است و نه الزاماً عدم رضایت خداوند را دربر دارد.
ناراحت:
آدمها زیادی میآیند و بعد میمیرند که نقش آنها در یک زندگی مبتنی بر آموزههای الهی و عقلی بسیار سازنده و مثبت است. آنها منشاء خیر و برکت هستند و برخی از آنان حقیقتاً نعمتی از جانب خدا و واسطهی رحمت او هستند. مردن این آدمها قطعاً ناراحت کننده است. مخصوصاً اگر کشته شوند بهخاطر الهی بودنشان، وجدان الهی و خدادوست انسان تحریک و ناراحت شود.
گاهی چنین ناراحتیهایی جنبهی عبادی پیدا میکند چون با این ناراحتی اعلام میکنیم که غم ما به خاطر فقدان یک آدم خدایی است. آدمی که رضایت یا عدم رضایتش، رضایت یا عدم رضایت خداوند متعال را به دنبال خواهد داشت.
خوشحال:
آدمهای زیادی میآیند و بعد میروند که زندگی بشر را مختل میکنند. مردم آزاری میکنند و خون به ناحق میریزند. مخصوصاً اگر با تمام وجود در برابر خداوند متعال میایستند و سرکشتر از شیطان، طغیان میکنند.
قطعاً خدا این آدمها را دوست ندارد. و مرگ آنها خوشحال کننده است. چون علاوه به اینکه شرشان کم شده است، به خاطر خداوند از مردنشان میتوان خوشحال بود. وقتی فرعون در نیل غرق شد بنی اسرائیل خوشحالی کردند یا ناراحت شدند؟ حضرت موسی علیه السلام چطور؟ خوشحالی حضرت موسی علیه السلام با بنی اسرائیل چه تفاوتی داشت؟ آیا ایشان به خاطر کم شدن شر فرعون از سرشان خوشحالتر بودند یا به عنوان یک نبی از بابت کم شدن یک دشمن خدا در زمین؟
همهی این حرفها را گفتم تا به این سؤال برسم:
یک فرد مسلمان به این سؤال چگونه جواب میدهد: در سالمرگ ابوبکر خوشحال باشم، یا ناراحت و یا بیتفاوت؟
-
بهنظر نمیآيد که بیتفاوتی معنی داشته باشد.
-
اگر گزارشهای موثق تاریخی وجود دارند مبنی بر اینکه خداوند از او رضایت دارد، پس نه تنها سنی که شیعه هم در سالمرگ او باید محزون باشد.
-
اما اگر گزارشهای موثق تاریخی از عدم رضایت الهی از او سخن میراند باید خوشحال بود، حتی اهل سنت
حالا رضایت یا عدم رضایت خداوند را چگونه میتوان فهمید؟ مکاشفه؟ خواب و رؤیا؟ یا وحی؟
چطور است گزارشی از وحی و تاریخ را بررسی کنیم. یعنی از طریق وحی مصداق عدم رضای الهی را دریابیم و از گزارشهای تاریخی تطبیق بر مصداقها را طلب کنیم. از بزرگترین مصاديق عدم رضایت خداوند همان مخالفت و دشمنی کردن با حجت خدا بر روی زمین است...
توضیح بیش از این را به خواننده وا میگذاریم.
میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد