فکر کردی کی هستی؟
چهخبره؟ آره با توام! خودِ خودت. اصلاً هم تعارف نمیکنم. چی فکر کردی؟ فکر کردی کي هستی یا چي هستی؟ چه خبره اينقدر منم منم میکنی؟ هيچي نيستی بدخت! هيچي!
همين الآن که داری اینها را تايپ میکنی به اندازهی همین حروف معلوم نيست آخر عاقبتت چی ميشه! معلوم نيست عمرت، یا توانایی انگشتانت به ح ر و ف بعدی برسه...
بندهی خدا ثانيههای نفست دست خداست...بندهی خدا، شاید همين حالا رشتهی نفست قطع بشه... بندهی خدا با خدا لجاجت نکن. اينقدر با کلهی داغ در زمین خدا جولان نيانداز... بندهی خدا مقابل امر خدا گردن افرازی نکن... بندهی خدا در برابر حجت خدا، کتاب خدا، ملائکهی خدا گستاخی نکن...
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:31 توسط علی مهدوی
|
میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد