روزه
شاید زياد شنیدهاید که میگویند: چرا اینقدر سحری و افطاری میخوری؟ چرا اینقدر در طول مدت افطار تا سحر ویتامینهای بدنت را تامین میکنی؟ و هزار مطلبی مانند این که اصل سخناش این است که نباید اینقدر به خود رسید و باید روزهدار کاری نکند که تمام کمبود ویتامینها و نیازهای بدن را مرتفع نماید. بلكه باید این ضعف و عطش را تجربه و تحمل کند.
در اینکه این سخنان جنبهی مثبت و ناشی از نگاه درستی است، تردید نداریم اما باید دانست اصل روزهداری چیزی نیست که با نقض قوانین بالا از بین برود.
اتفاقاً اگر کسی را میبینیم که برای اجرای امر خداوند متعال جسم و بدن خود را تقویت میکند تا بتواند بهتر روزهداری کند، نباید او را انگ زنیم و بر او بتازیم.
روزهداری در شرايط سخت یعنی امتثال امر حق متعال و گردن نهادن بر دستور خداوند. يعنی خدا را و حکم او را بزرگداشتن و از تخطی از دستور او ترسیدن. اینها جلوهای از بندگی و عبادت خدا است و نباید با مطالبی که در درجهی دوم اهمیت قرار دارند مقایسه و حتی تخطئه بشوند.
بنابراین مراقب باشیم که با برتری دادن به برخی مطالب که در درجهی اول اهمیت قرار ندارند، سبب نشویم اصلاً عدهای از روزهداری دست بکشند. گرچه گناهشان برای خودشان محفوظ است اما چه بسا ما نیز در مضان تقصير قرار بگیریم.
میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد