باور کنید خیلی از ما راست نمی‌گوئيم. اگر فرض کنیم که به ظهور مولا معتقديم اين ظهور دغدغه‌ی اول زندگی ما نيست.
وقتی گفته می شود در راس دعاها برای فرج دعا کنيد يا به آن به عنوان یک موضوع بامزه و مد روز، یا یک سوژه‌ی خبرنگاری نگاه می‌کنیم یا اگر خیلی معتقد باشیم، به طمع جبران کردن آن دعا توسط مولا امام زمان علیه السلام، برای فرجشان دعا می کنيم!
دعا و درخواست به معنای برگزاری یک تجمع اجتماعی با صدور بیانیه و یا یک ژست سیاسی نیست. دعا به درگاه الهی یعنی تضرع مادری که فرزندش را دارد از دست می‌دهد و یا کسی که در کشتی در حال غرق شدن است. تضرع و التماس عاجزانه به درگاه حق متعال، همان‌گونه که در گرفتاری‌های مادی بدان تمسک می‌جوئیم در دعاهای فرج ما رخ‌نمایی نمی‌کند.
این حرف‌ها سیاه نمائی نیست. زنهاری است که جهلمان را به چالش می‌کشاند.

طولانی شدن غيبت برای ما عادی شده است، با آن کنار آمده‌ایم و گویا عمیقاًً باور نداريم که امامی داريم-از سوی خدا- که قبله نمای مطمئن زندگی ماست و اگر حضورش با ظهورش قرين شود تکليفمان در يک زندگی آرام و راحت مشخص خواهد شد. اما افسوس که حتی حضورش را هم از ياد برده ايم.

اصلاً تمام آن‌چه گفتم منظور خودم بود. پس افعال جمع را به مفرد بخوانید و برای به خود آمدن من دعا کنید و یا لااقل دست مرا بگیرید.

 فقط همین