مغالطه در مورد شخصیت مرحوم آية الله بهجت
فقهای تشیع بنا به مسئولیت دشواری که پذیرفته اند و بنا به فقاهت در احکام آل محمد علیهم السلام دارای جایگاه و شان ویژهای هستند. این شان و جایگاه، حفظ بزرگداشت و احترام ایشان را از طرف ما لازم و ضروری میکند. از دیگر سو فقهای شیعه از طرف حجج الهی نیز دارای شان و منزلتی هستند که غبطهی اهل ایمان را به بار میآورد. جایگاه هشام بن حکم نزد امام صادق علیه السلام و یا نامهی سرشار از لطف و عطوفت امام حسن عسکری علیه السلام خطاب به مرحوم ابن بابویه و نمونههایی از این قبیل نشان میدهند جایگاه فقیه آل نبی صلی الله علیه و آله، مقامی است شامخ و محترم.
اما متاسفانه با زیادشدن میل به صوفیگری، ارزش و اعتبار فقها با ملاکهایی سنجیده شد که هیچ ارتباطی با ارزش یک فقیه ندارد. ارزش یک فقیه به عالم بودن وی و عمل به دانسته هایش و حفظ و رعایت تقوا و مطیع امر حق متعال بودن است.
مرحوم آيةالله بهجت نیز متاسفانه با چنین دیدگاهی مورد جفا قرار گرفتهاند.نقل یک سری کرامات مثل تصرف در قلوب و خبر داشتن از آنچه در اذهان میگذرد و بیان آنها با یک حال معنوی و روحانی باعث شده است شان ایشان در حد یک مرتاض تنزل پیدا کند حال آنکه علم و تقوا دو مشخصهای است که در صورت وجود آنها ایشان و هر مرجع و عالمی را تجلیل میکنیم و بدیشان احترام میگذاریم.
باید توجه داشت کسانی به این تفکرات دامن میزنند که به دنبال یک محل امن برای نشان دادن خود و رسیدن به اهداف سیاسی اجتماعی هستند. ساختن یک نام اهورایی که در همین دههی اخیر زندگی میکرده است و سپس نقل کرامات و بعد از مدتی نشان دادن خود به عنوان شاگرد و محرم اسرار ایشان یک روش خوب برای ترقی در سالهای آینده است.
لذا لزوم هوشیاری و دقت آنهم در زمانی که آموزههای دینی به ابزار شخصی تبدیل شده است، خودش را به خوبی نشان میدهد.
فقط همین
میخواهیم حرف نگفتهای نمانده باشد